ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

956

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

احكام ذهنى مجردى تلقى كرده و آنها را همچون صفتى كه بذات او قائم باشد بثبوت نرسانيده و اين معنى را « توحيد » ناميده‌اند و انسان را آفرينندهء كردارهايش بويژه شرارتها و گناهكارىهايش دانسته و آنها را بقدرت خداى تعالى مرتبط نكرده‌اند ، زيرا انجام دادن اين گونه افعال از حكيم ممتنع است و مراعات عمل اصلح را بر بندگان واجب شمرده و اين مفهوم را عدل ناميده‌اند ، گذشته از اينكه نخست بنفى سرنوشت و قضا و قدر و اينكه هر امرى مسبوق بعلمى حادث و هم قدرت و اراده‌اى حادث است معتقد شده‌اند چنان كه در صحيح خبرى در اين باره نقل شده و عبد الله بن عمر از معبد جهنى و ياران او كه بدين عقيده قائل بوده‌اند تبرى جسته است . و نفى قدر بعدها به و اصل بن عطاى غزال [ 1 ] شاگرد حسن بصرى كه در روزگار عبد الملك بن مروان [ 2 ] از پيشوايان معتزله بوده منتهى گرديده است . و آنگاه سرانجام به معمر سلمى رسيده است ، ولى پس از چندى گروهى از پيروان آنان از اين عقيده منصرف شدند و از آن جمله ابو الهذيل علاف را ميتوان نامبرد كه از بزرگان معتزله بشمار ميرفت و اين طريقهء را از عثمان بن خالد طويل يكى از شاگردان قديم و اصل فرا گرفته بود . كه از مخالفان قدر بشمار ميرفت . ابو الهذيل در موضوع نفى صفات وجودى از عقايد فلاسفهء ( يونان ) پيروى ميكرد كه در آن روزگار نظريات آنان پديد آمده بود . سپس ابراهيم نظام ظهور كرد [ 3 ] و به قدر معتقد بود و گروهى از وى پيروى كردند و او كتب فلاسفه را خوانده بود و بشدت در نفى صفات اظهار نظر ميكرد و اصول و قواعد اعتزال را استوار ساخت . آنگاه جاحظ و كعبى و جبائى پديد آمدند و طريقهء ايشال را بنام علم كلام

--> [ 1 - ) ] در بعضى نسخ عربى بجاى غزال غزالى است ، ولى صورت متن صحيح است چه ابو حذيفه و اصل بن عطاء در سال 80 هجرى ( 700 - 699 م ) در مدينه متولد شد و عقيدهء معتزله را در بصره بياموخت و در سال 131 ه ( 749 - 748 م ) درگذشت . ( از حاشيهء دسلان - جلد 3 ) [ 2 - ) ] پنجمين خليفهء بنى اميه . [ 3 - ) ] ابراهيم بن سيار نظام بصرى از شاگردان ابو الهذيل بوده است .